10
آذر
05
آذر
درس حساب جلسه دوم سه شنبه زنگ آخر
آقای ادیب مثل همیشه خندان وارد شدند . به ما گفتند که باید قدر مادر و پدر خود را بهتر بدانیم و وقتی که به خانه میرویم باید دستشان را ببوسیم . بعد از آن آقای ادیب به ما کار دستی زیبایی یاد دادند که وقتی باز می شد یک دست بزرگ از آن بیرون می آمد و بالای آن مثلا می نوشتیم دوستت دارم . بعد از یاد گرفت کار دستی و نحوه ساخت آن آقای ادیب درس را شروع کرد و معادله را درس داد. درس معادله اینجوری است که مجهول را از ما می خواهد . برای جمع و تفریق معادله ابتدا باید اعداد و مجهول ها را یک طرف برد و در حین جابجایی علامت آن ها هم قریه خواهد شد . در مرحله ی بعد مجهول را می نویسیم و آ دو عدد را با هم جمع می کیم و جواب آن مجهول ما میشود. در ضرب و تقسیم باید عددی که بر ایکس ضرب شده را تقسیم بر خودش می کنیم . مثلا 3 ضرب بر ایکس مساوی 12 باید 12 را تقسیم بر 3 کنیم و مجهول را 4 به دست می آوریم.
05
آذر
ریاضی روز یکشنبه دوم آذر ماه زنگ سوم
به نام خدا
امروز آقای ادیب در زنگ سوم امتحان از جبر گرفتند. متأسفانه برگه ی امتحان را بهمان ندادند تا من بارگزاری کنم.بعد از امتحان سوال های امتحان را با جواب روی تخته نوشتند و ماهم چک کردیم.
آقای ادیب هم آخر زنگ توانستند چند برگه را تصحیح کنند.
24
آبان
ریاضی
زنگ اول بود یاضی اقای ادیب مثل همیشه با رویی خندان و شادابانه وارد کلاس شدند بتمن توکلی گفت :بر پا همه بلند شدند اقای ادیب گفتند:بفرمایید و همه نشستند زنگ اول باید تکالیفی که داده می شد چک می شد بعدن چک شدن یکی یکی از حسینی پور کازمی اصفا افتخاری و.. امدند و سوال ها را حل کردند و اقا به انها نمونه سوال داد تا کلاس تمام شد و چند دقیقه از زنگ مانده بود اقای ادیب گفتند :صفحات48 49 و 50 را انجام دهید و پس از نوشدن یک صفحه و نیم زنگ خورد
24
آبان
24
آبان






