انچه در زبان گذشت

کلاس زبان دوشنبه انلاین بود و در اول کلاس تعداد خیلی کم بود طولی نکشید که تعداد زیاد شد و استاد درس را شروع کرد ما صفحه 23 کتاب را کار کردیم و بعد استاد شروع کرد سوال پرسیدن و هر یک نفر بعدی خود را انتخاب می کردیم و برخوردار …من را صدا کرد ما هم جواب دادیم و استاد گفت تکالیف را در همکلاسی هست وشاید جلسه ی بعدی امتحان بگیرم

زبان گروه A

زنگ  به صدا در امد و بچه ها مانند جنگ ستارگان وارد کلاس شدند  من بد بخت که نماینده بودم تا ورود اقای مهری بچه ها را ساکت کردم طولی نکشید که اقای مهری وارد کلاس شد و بچه ها مثل گوسفند وسط کلاس بودند اما با ورود استاد همهمه خوابید اقای مهری گفت من یک کوییز قشنگ دارم رفت و بعد از پنج دقیقه با امتحان امد امتحان انقدر راحت بود که نگو بعد از امتحان برگه ها بین بچه ها تقسیم شد و بچه ها بعد از دیدن نمرات خود شاخ دراوردن

انچه در زبان دوشنبه گذشت

در زبان روز دوشنبه که کلاس ها انلاین بود استاد وارد کلاس شد و به ما تیکه انداخت ما هم که کاری نمی توانستیم بکنیم گذشت تا استاد یکی را صدا زد و سوالی از او پرسید بعد قرار شد تا هر کس نفر بعدی خود را انتخاب کند در این زمان ما هم صدا شدیم و جواب دادیم بعد امامی را گفتم که انگار پشت دست اسکای روم خوابیده بوذ و من به خاطر امامی  فقط یک مثبت گرفتم و بعد از امامی هم کلاس تمام شذ                                                 پایان