زنگ نگارش علی هوازاده 1404/12/25

ما در روز دوشنبه زنگ سوم با اقای نصر کلاس داشتیم و بخاطرجنگ کلاس انلاین در اسکای روم کلاس داشتیم .

اقای نصر گفت بچها اول شاهانامه جنگ در بیت المقدس را یاددونه کسی جواب نداد .  یعد داستان ضحاک و فریدون را تعریف کرد .

بعد چندبار بچها مخصوصا خودم گفت توی چت چیزی ننویسیند .

بعد در مورد تکالیف اینده حرف زدیم بعد گفت تکالیف را در هم کلاسی ارسال میکند.

بعد سوالات بچها را جواب داد وگفت کلاس تموم شد .

…………………………… زنگ مهارت ……………………………….

من در زنگ چهارم یعنی  1404/9/22مهارت داشتم .

اول حضور غیاب داشتیم.  بعد استاد من را اول صدا زد توضیحات را به من داد . بعد سوراخ های چرم را باز کردیم .

استاد به ما میگفت مگه قلم زنیه ما هم می خندیدیم .

بعد استاد به بچه ها ان ور میگفت گوش بعد ما هم گوش می کردیم استاد گفت شوما ها نه دوباره می خندیدیم . بعد من سواراخ ها را زدم . رفتم پهلوی استاد استاد گفت گوشیم را بگیر و عکس بگیر من هم عکس می گرفتم . هی کاضم زاده از اون کلاس می امد اینجا که توی عکس ها باشد .

بعد یک سوزن به ما داد وگفت اگه شکستید باید یکی دیگه بخرید و برایم بیاورید .

من در روز شنبه به مدر3ه رفتم . 1763232008122.jpg

وبعد به خانه رفتم وبا پی ا3 فایو بازی کردم. 1763232008178.jpg

من بعد به کلا3 گل3تان 3عدی رفتم . 1763232008164.jpg

بعد یکم تلوزییون تماشا کردم. 1763232008192.jpg

بعد به فوت3ال رفتم وما با1 اختلاف بردیم.1763232008137.jpg

علی هوازاده

مادر اول صبح قران خواندیم.

C:\Users\ASANA\Desktop\download (2).jfif

بعد در زنگ اول با اقای ادیب کلاس داشتیم. اول سر گروه ها تکالیف را چک کردند . بعد اقای ادیب برگه ها امتحانی را گرفت . بعد درس اعداد جبری را به مایاد داد.

C:\Users\ASANA\Desktop\download (3).jfif

بعد در زنگ دوم با اقای ناصری کلاس داشتیم. گفت تمرین درس 5 را پرسید بعد به ما سوال های 100پله ای داد .

C:\Users\ASANA\Desktop\download (2).jfif

در زنگ سوم دوباره با اقای ادیب کلاس داشتیم . گفت صفحه ی 34 و35 رابنویسیم بعد صفحه ی34و35 را چک کردیم بعد تکالیف را گفت.

C:\Users\ASANA\Desktop\download (2).jfif

در زنگ بعدی با اقای فیروز نیا کلاس داشتیم . برای ما یک سوال گفت و در دفتر زندگی نوشتیم . بعد درباره ی سوال حرف زدیم .

 

بعد با اتوبوس به خانه برگشتم. یکم با موتور تاب خوردم.

C:\Users\ASANA\Desktop\download (2).jfif

بعد تکالیف هم را نوشتم.

C:\Users\ASANA\Desktop\download (2).jfif

زنگ 4 1404 9 15

به علت الودگی هوا و قطع دنجیره ی بیماری انفولانزا مدرسه تعطیل بود . حتی مجازی هم نبود .من چرم های بینوا را از داخل کمد برداشتم و دوباره سر جاش گذاشتم .

1404/12/5 علی هوازاده زنگ اول نگارش

من در روزپنج شنبه زنگ اول نگارش داشتیم . اول اقای نصر وارد کلاس شد بعد احوال پرسی خبوشانی گفت من شما را دیروز در شبکه اصفهان دیدم . استاد گفت بله من بعضی وقت ها می رفتم انجادر مورد یک کتاب صحبت می کردم .

بعد اقای نصر گوشی اش را در اورد چند شعر که خود شان گفته اند را برای ما خواند .

بعد من را صدا زد گفت هوازاده انشا ات را بخوان من رفتن خواندم موضوع درباره قبرستان بود .

بعد مثل همیشه اقای نصر داستان جادو گرا را تعریف کرد.

بعد گفت تکلیف هفته بعد با الهی 10 جمله بسازید .


…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..


…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..


 

زنگ چهارم 1404 9 8

به علت الودگی هوا و قطع دنجیره ی بیماری انفولانزا مدرسه تعطیل بود . حتی مجازی هم نبود .من چرم های بینوا را از داخل کمد برداشتم و دوباره سر جاش گذاشتم .

علی هوازده
















روز شنبه

من اول ساعت 6 صبح بیدار می شوم بعد ساعت 30    6    با پدر بزرگم راه می افتیم و ساعت 7 به مدرسه می رسیم وبعد از 7 صبح تا 2 ظهر تویه مدرسه هستیم .

بعد با اتوبوس خط 41 می ایم و بعد پیاده به خانه میروم بعد موتور سواری می کنم و بعد یا به گوشی یا با PS5بازی می کنم و بعد ساعت 8 شب تا 10 شب فوتسال می ایم

بعد که از فوتسال بر می گردم میرم یوسف پیامبر را تماشامیکنم.