امیر عباس طاهرزاده 12/4پیامها

سلام

آنچه گذشت درس هدیه های هفتم

اول پاچه خواران دور حاجاقارا گرفتند از جمله ….

بچه ها از استاد پرسیدند می شود بحس سیاسی انجام دهیم استاد گفت اگر وقت اضافه اوردیم باشه

 حاجاقا چشام این هارا روی تابلونوشت”اول 135و136

                                                                                دوم137و138

                                                                                سوم139و140

                                                                                چهارم141و142

                                                                                پنجم144و145

یعنی نفرات هرگروه باید صحفه مخصوص به خودشان را ارائه بدهند

بعد از کمی دعوا بین گروه ها معلوم شد که باید گروه چهار  ارائه بدهد

زمانی زاده آمد و ازجایگاه زن گفت…. بعد نوبت به من رسید تا ارائه بدهم همین که شروع کردم به ارائه  زینگ زینگ زنگ خورد و بچه ها مثل انسان از کلاس خارج شدند .

علیرضا بصیری {3 اسفند ماه 1404}

خب در کلاس اتفاقات زیادی افتاد جوری که نمیدانم از کجا شروع کنم

استاد پاوری به ما ارایه  داد که خلاصه ای از ان را برایتان می نویسم

چند نکته ی جالب : حلزون ها در خشک سالی  سال می خوابند

سمور های  ابی به پشت می خوابند و دستان هم را میگیرند

زرافه ها به دلیل خطر 20 دقیقه میخوابند

سینه سرخ میتواند 2 سال در پرواز و بیدار بماند

افرادی که برای خود کسی شده اند و ساعت خوابشان

جف بزوس 22 تا5:30

جک دوروسی 22:30 تا 5:30

دانشمندان ثابت کردند بهترین وقت روز برای انجام دادن کار 5 صبح تا 8 صبح است

تغییرات لحظه ای نیست زیرا تی سال ها انجام می شود

1 پیر مرد و 1 پیرزن توانستند جایی که کم درخت پیدا میشدرا تی 10 بهشت کنند

یک تیم انگلستانی با یک سری چیز های ساده مثل خواب راحت و درست در زمان مناست ماساژ  خوراک خوب سفید کردن کامل رنگ چرخ را گرد و غبار ها معلوم باشد و تمیز شود و این تور در 5 سال 6 جام طلا بردند

راستی 5 درصد کار هایی که انجام میدهیم اگاهانه است و 95 درصدش ناخداگاه به طور مثال شرکت نئشابه ای داشت ورشکته میشد اما در یک فیلم سینمایی معروف یک لحظه دوربین از ان مارک رد شد و جالب این جاست که نه تنها از ورشکستهگی در امد مشهور هم شد

تمام خیلی ممنون از توجه شما

12/5از من تاخدا

اول اقای نوری به کلاس وارد شد وبه انهایی که به مشهد رفته بودندزیارت قبول گفت . بعد اقای نوری گفتند هر نفر از گروه چه صفحه را بخواند                      نفر اول صفحه 134و135      

نفر دوم صفحه 136و137

نفر سوم داستان را بخواند 

نفر چهارم داستان اقای محمدی

گروه 5 ارائه داد اول افتخاری بود که نمره اش 19 شد                                   بعد برنجیان به کمک محمدی بود که نمره انها هم 19 شد بعد اقای نوری در مورد حجاب زنان حرفل زدند بعد توکلی ارائ داد که نمره اش 19 شد بع اقای نوری گفتند که امتحان از درس 7 تا 10 داریم و زنگ خورد

جلسه چهارم ریاضی ترم دوم

1404/12/5 امروز یه سالن پایین رفتیم و با کلاس هدف قاطی شدیم . استاد گفتند کتاب های تان را باز کنید تا صفحه ی 89 را حل کنیم . صفحه ی 89 را حل کردیم و بعد از آن استاد سوال امتیازی گذاشتند و تا آخر زنگ مشغول حل آنها بودیم . استاد تکلیفی ندادند چون گفتند یک شبه امتحان دارید .

کلاس ریاضی حسام الدین علینقیان

در ریاضی زنگ سوم ما درگیر سوال امتیازی زنگ قبل استاد بودیم.  استاد وارد کلاس شدند و می خواستن ادامه مبحث توان را بگویند. نام مبحث قوانین ضرب و مثل این که دو به توان سه ضرب در دو به توان چهار را اول چون پایه یکی است ما توان هارابا هم جمع می کنیم و جواب  ما دو به توان هفت می شود و دیگری این بود که اگر توان ها برابر بود  و پایه ها فرق داشت پایه ها را ضرب در هم می کنیم و جواب ضرب می شود جواب به همراه توان یکسان و در اخر صفحه های ۹۰و۹۱ را حل کردیم

 

اجتماعی

سلام بچه ها

آنچه در کلاس اجتماعی روزدو شنبه گذشت :

در ابتدای کلاس آرمونک گرفته شد و تدریس درس ۱۲ انجام شد

هفته یک آینده آزمونک  از درس ۱۲داریم

پایان

 

1404/12/5 علی هوازاده زنگ اول نگارش

من در روزپنج شنبه زنگ اول نگارش داشتیم . اول اقای نصر وارد کلاس شد بعد احوال پرسی خبوشانی گفت من شما را دیروز در شبکه اصفهان دیدم . استاد گفت بله من بعضی وقت ها می رفتم انجادر مورد یک کتاب صحبت می کردم .

بعد اقای نصر گوشی اش را در اورد چند شعر که خود شان گفته اند را برای ما خواند .

بعد من را صدا زد گفت هوازاده انشا ات را بخوان من رفتن خواندم موضوع درباره قبرستان بود .

بعد مثل همیشه اقای نصر داستان جادو گرا را تعریف کرد.

بعد گفت تکلیف هفته بعد با الهی 10 جمله بسازید .


…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..


…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..


 

نگارش 04/12/5

باز هم روز سه شنبه رسید و نوبت مستند نگاری من . امروز اولین روز مستند نگاری من بعد از سفر مشهد است . خوب مثل همه ی روز ها پس از ورود استاد . استاد به بچه ها گفت تا انشا های هفته ی پیش را تحویل بدهند بچه ها یکی یکی شروع به تحویل دادن برگه ها کردند . پس از ان استاد شروع به خواندن شعر های از شاعران فارسی زبان کردند و بعد از ان توضیحاتی درباره ی ان ها بر روی تابلو نوشتند . بعد از خواندن شعر ها بچه شروع به خواندن انشا های خود کردند . بچه ها درحال خواندن انشا ها بودند که یک دفعه جنگ خودکاری در کلاس رخ داد . بچه ها از ته کلاس بر بقیه ی بچه ها خودکار پرت می کردند . کم کم کلاس داشت خیلی خطرناک می شد که خداراشکر بین بچه ها صلح دوستی بر قرار شد و دوباره شروع به خواندن انشا ها کردیم . متاسفانه در ماه رمضان کلاس ها کوتاه تر شده و ما به خواندن داستان نرسیدیم .

پایان